Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرندین

تلفظ بین المللی : /parˈandin/ تلفظ :‌ [paR'andin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها
  • پرندین بر
  • پرندینه
  • پرندیش
  • پلندین
  • پردینه
  • پرندنن
  • پرندیک
  • پرندیس
  • پرنین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

پرندین. [ پ َ رَ ] ( ص نسبی ) هرچیز که از حریر سازند. ( برهان ). هرچه از پرند سازند. آنچه از پرند دوزند. ( فرهنگ رشیدی ). پرندینه :
ز هر سو بی اندازه در وی بجوش
بتان پرندین بر حله پوش.
اسدی.

فرهنگ عمید

چیزی که از حریر دوخته یا ساخته شده باشد.

فرهنگ معین

(پَ رَ) (ص نسب .) ابریشمی .

(پَ رَ دِ) [ پرند + ین ، پس . نسبت = پرندینه ] (ص نسب .) آن چه از پرند درست کنند، هر چه از حریر سازند، پرندینه .

(پَ رَ دِ ) [ پرند + ین ، پس . نسبت = پرندینه ] (ص نسب . ) آن چه از پرند درست کنند، هر چه از حریر سازند، پرندینه .
(پَ رَ ) (ص نسب . ) ابریشمی .

فرهنگ اسم ها

اسم: پرندین (دختر) (فارسی) (تلفظ: parandin) (فارسی: پَرَندين) (انگلیسی: parandin)
معنی: چیزی که از حریر دوخته یا ساخته شده باشد، نرم و لطیف مانند پرند، لطیف و نرم مانند پَرَند، پَرَند، نرم و لطیف چون پرند

کلمات مرتبط

  • پرندین بر
  • پرندینه
  • پرندیش
  • پلندین
  • پردینه
  • پرندنن
  • پرندیک
  • پرندیس
  • پرنین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات