پرموز. [ پ ُ ] (اِ) علف [ یابس ] را گویند. سبزه ٔ خشک شده است . (برهان ).
پرموز. [ پ َ ] (اِ) امید و انتظار. || زنبور عسل .(برهان ). پرمور. پرموزه . پرمر. رجوع به پرمر شود.
امید - آرزو
امید - انتظار