پرمایه . [ پ ُ ی َ / ی ِ ] (اِخ ) نام برادر فریدون : برادر دو بودش [ فریدون را ] دو فرخ همال از او هر دو آزاده مهتر بسال یکی بود زیشان کیانوش نام دگر نام پرمایه ٔ شاد کام . فردوسی .کیانوش و پرمایه بر دست شاه چو کهتر برادر ورا نیکخواه . فردوسی . || گاو فریدون بود. (لغت نامه ٔ اسدی ). آن ماده گاو که فریدون را شیر میداد : یکی گاو کش نام پرمایه بودز گاوان ورا برترین پایه بود. فردوسی .رجوع به پرمایون ش...
فرهنگ عمید
۱. دارای مادۀ اصلی بسیار، دارای مایۀ بسیار، مایه دار. ۲. [مجاز] غنی. ۳. [مجاز] صاحب علم و خرد بسیار، بسیاردانا. ۴. [قدیمی، مجاز] شریف، بزرگوار. ۵. [قدیمی، مجاز] پربها، هرچیز گران مایه. ۶. [قدیمی، مجاز] ثروتمند. ۷. [قدیمی] ماده گاوی که شیر بسیار بدهد.
فرهنگ معین
(پُ یِ )(ص مر. ) ۱ - پُربها. ۲ - خردمند، دانشمند. ۳ - نجیب ، اصیل . ۴ - مال دار، ثروتمند. ۵ - خطیر، جلیل . ۶ - قلم مویی که نوک آن پرپشت باشد.
فرهنگ فارسی
ماده گاوی که فریدون را شیر داد و پرورد .( صفت ) ۱- که مای. بسیار دارد مقابل کم مایه بی مایه . ۲- صاحب علم و خرد بسیار خردمند دانشمند پر خرد پر دانش . ۳- که اصل و گوهری گرانمایه دارد بزرگوار بزرگ عزیز شریف عالیقدر. ۴- نجیب اصیل . ۵- مالدار ثروتمند متمول. ۶- عظیم خطیر جلیل . ۷- گرانبها پر بها پر ارز پر قیمت ثمین . ۸- برومند . ۹- قلم مویی که نوک آن پر پشت باشد مقابل کم مایه . یا چای پر مایه. پر رنگ غ...
فرهنگ اسم ها
اسم: پرمایه (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: pormāye) (فارسی: پرمایه) (انگلیسی: pormayeh) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی