Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرشیر

تلفظ بین المللی : /porʃˈir/ تلفظ :‌ [poRS'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مزو پرفیرین
  • پرایر ریچارد
  • پرشینگ جان
  • پریرا
  • پریرادا ننو الوارس
  • پورشیرازی حسن
  • پرشور و شعف
  • پرنیرنگ
  • پرگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پرشیر. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) ( گاو... گوسفند... و نظایر آنها ) که شیر بسیار دهد.
- پرشیر شدن ( ... پستان ) ؛ شکر. اشکار. اشتکار. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ عمید

۱. هر شیردهنده که شیر بسیار داشته باشد.
۲. گاو و گوسفند که شیر بسیار بدهد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) که شیر بسیار دهد: گوسفند پر شیر.

کلمات مرتبط

  • مزو پرفیرین
  • پرایر ریچارد
  • پرشینگ جان
  • پریرا
  • پریرادا ننو الوارس
  • پورشیرازی حسن
  • پرشور و شعف
  • پرنیرنگ
  • پرگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات