Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرسه

تلفظ بین المللی : /pˈarseː/ تلفظ :‌ [p'aRse:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پرسه زن
  • پرسه زنی
  • پرسه زدن
  • پرسه در مه
  • پرسه زننده
  • پرسه اید
  • پرسه دان
  • پرسه ای در فراموشی
  • پرسه در حوالی من
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پرسه . [ پ ِ س ِ ] (اِخ ) آخرین پادشاه مقدونیه (178 - 168 ق .م .) پسر فیلفوس پنجم . وی در پیدنا مغلوب پل اِمیل شد و در اسارت به ایتالیا فرمان یافت (212-166 ق .م .).

پرسه . [ پ ُ س َ / س ِ ] ...

فرهنگ عمید

۱. پرسش.
۲. عیادت؛ احوال‌پرسی از بیمار.
۳. مجلس ختم.
۴. ماتم‌پرسی؛ تسلیت.

۱. ولگردی؛ دوره‌گردی.
۲. [قدیمی] گدایی؛ دریوزگی.
⟨ پرسه زدن: (مصدر لازم)
۱. [عامیانه] راه رفتن بی‌هدف؛ گردش کردن در کوچه و بازار.
۲. [قدیمی] راه رفتن و دریوزگی کردن.

۱. پرسش.۲. عیادت، احوال پرسی از بیمار.۳. مجلس ختم.۴. ماتم پرسی، تسلیت.۱. ولگردی، دوره گردی.۲. [قدیمی] گدایی،...

فرهنگ معین

(پَ س ِ) (اِ.) 1 - راه رفتن بسیار و بی نتیجه . 2 - رفتن گدایان به گدایی .

(پُ س ِ) (اِمص .) 1 - احوالپرسی ، عیادت . 2 - تسلیت . 3 - آمار، شمار. 4 - مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مرده است . 5 - مجلس ترحیم .

(پَ س ِ ) (اِ. ) ۱ - راه رفتن بسیار و بی نتیجه . ۲ - رفتن گدایان به گدایی . (پُ س ِ ) (اِمص . ) ۱ - احوالپرسی ، عیادت . ۲ - تسلیت . ۳ - آمار، شمار. ۴ - مراسم دیدار با بازماندگان ک...

فرهنگ فارسی

پرسش، عیادت، احوال پرسی ازبیمار، تسلیت، ولگردی، دوره گردی، دریوزگی، گردش کردن درکوچه
( اسم ) ۱- بعیادت رفتن بیمار پرسش تفقد . ۲- مجلس عزا مجلس ختم عزاخانه عزا پرسی ماتم .
پسر ژوپیتر رب النوع بزرگ یونانیان

دانشنامه عمومی

پرسه (انگلیسی: Walkabout) یک فیلم ماجراجویانه با تم بقا به کارگردانی نیکلاس روگ محصول سال ۱۹۷۱ است که برداشت آزادانه ای از رمانی به همین نام اثر دانلد جی پاین است. از بازیگران آن می توان به جنی اگاتر، دیوید گالپیلیل و جان میلون اشاره کرد.پرسه از نخستین آثار موج نوی سینمای استرالیا به شمار می رود.wiki: پرسه...

گویش مازنی

آرمیدن – استراحت کردن – آرامش یافتن

/perse/ آرمیدن – استراحت کردن – آرامش یافتن

مترادف و متضاد

بیمارپرسی، تفقد، عیادت

تفرج، راه‌پیمایی، سیر، گردش، گشت

ختم، سوگ، عزاداری، عزا، ماتم، ماتم‌پرسی ≠ عیش

۱. ختم، سوگ، عزاداری، عزا، ماتم، ماتمپرسی
۲. بیمارپرسی، تفقد، عیادت ≠ عیش

prowl (اسم)
جستجو، پرسه

واژه نامه بختیاریکا

لِرت؛ هَوسه

کلمات مرتبط

  • پرسه زن
  • پرسه زنی
  • پرسه زدن
  • پرسه در مه
  • پرسه زننده
  • پرسه اید
  • پرسه دان
  • پرسه ای در فراموشی
  • پرسه در حوالی من
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات