کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پرسش کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈorseʃ kˈardan/
تلفظ :
[p'oRseS k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پرس کردن
پرستش کردن
پرش کردن
پرس و پرس کردن
پریش کردن
پرست کردن
چکل پرسی کاردن
دختری که در زمان پرش می کرد
پرسش
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سوال کردن پرسیدن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
question (فعل)پرسیدن، پرسش کردن، تحقیق کردن، تردید کردن درinquire (فعل)محقق کردن، پرسیدن، سوال کردن، جویا شدن، پرسش کردن، تحقیق کردن، باز جویی کردن، رسیدگی کردن، استنطاق کردن، امتحان کردن، پژوهیدن، تفتیش کردنask (فعل)پرسیدن، خواستن، سوال کردن، جویا شدن، طلب کردن، طلبیدن، دعوت کردن، پرسش کردن، خبر گرفتن، خواهش کردن، برای چیزی بی تاب شدنdebrief (فعل)پرسش کردن، اطلاعات کسب کردن...
کلمات مرتبط
پرس کردن
پرستش کردن
پرش کردن
پرس و پرس کردن
پریش کردن
پرست کردن
چکل پرسی کاردن
دختری که در زمان پرش می کرد
پرسش
نظرات