Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرستار

تلفظ بین المللی : /parˈastɑr/ تلفظ :‌ [paR'astAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پرستار بچه
  • پرستار خانه
  • پرستار اتاق عمل
  • پرستار اسکراب
  • پرستار اورژانس
  • پرستار بتی
  • پرستار بیهوشی
  • پرستار خصوصی
  • پرستار راچد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پرستار. [ پ َ رَ ] ( نف ، اِ ) صفت فاعلی از پرستیدن. بنده. عبد. برده. چاکر. خادم. غلام. نوکر. خدمتکار. ( برهان ). مطلق خدمتکار. ( غیاث اللغات ). قین. وصیف : بدو گفت بیژن که ای بدنژادکه چون تو پرستار کس رامبادچرا کشتی آن دادگر شاه راخداوند پیروزی و گاه را.فردوسی.پرستار دیرینه مهرک چه کردکه روزیش اندک شد و روی زرد.فردوسی.صد اسپ گزیده بزرین ستام پرستار زرین کمرصد غلام.فردوسی.همی باش پیشش پرستاروارببی...

فرهنگ عمید

۱. کسی که از پیران یا کودکان مراقبت می کند.
۲. کسی که در بیمارستان از بیماری مواظبت می کند.
۳. خدمتکار.
۴. [قدیمی] غلام.
۵. [قدیمی] کنیز.
۶. (صفت ) [قدیمی] مطیع، فرمانبردار: پرستار امرش همه چیز و کس / بنی آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی۱: ۳۴ ).

فرهنگ معین

(پَ رَ ) [ په . ] (ص فا. ) ۱ - خدمتکار، خادم . ۲ - غلام ، کنیز. ۳ - کسی که خدمت بیماران می کند.

فرهنگ فارسی

فردی که در زمینۀ اصول علمی و مهارت‌های حرفه‌ای مراقبت و درمان بیماران تحصیل کرده و در آن تبحر داشته باشد

( صفت ) ۱- خدمتکار ( مطلقا ) خادم . ۲- غلام بنده برده عبد . ۳- کنیز خادمه امه حاضنه داه مقابل حره. ۴- فرمانبردار مطیع . ۵- پرستنده عابد عبادت کننده . ۶- زن همسر زوجه . ۷- زنی که در بیمارستان از بیماران بیماروان مریض دار خادم بیماران . ۸- پاسدار حافظ حارس ملازم گوشدار. جمع : پرستاران . یا ...

دانشنامه عمومی

پرستار فردی که در زمینه اصول علمی و مهارتهای حرفه ای مراقبت، درمان و آموزش بیماران تحصیل کرده و در آن مهارت داشته باشد.نبوهرچند در گذشته به تمام مراقبین بیماران و ناتوانان پرستار می گفتند ولی امروزه پرستار فردی است که دارای تحصیلات دانشگاهی در این زمینه است. در ایران پرستارانی در مقاطع تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای پرستاری وجود دارند. رشته های جدیدی در مقطع کارشناسی ارشد با مبنای پرستار ...

مترادف و متضاد

ربیبه

تیماردار

خادم، خادمه، خدمتکار، کنیز

۱. تیماردار
۲. خادم، خادمه، خدمتکار، کنیز
۳. ربیبه

nurse (اسم)مهد، دایه، پرستار، پرورشگاه، مرهم گذارfoster-mother (اسم)پرستار، مامsister (اسم)دختر، پرستار، خواهر، همشیره، دختر تارک دنیا...

واژه نامه بختیاریکا

زنده شور؛ لَر کَش
بالین گر؛ حال بین

فرهنگستان زبان و ادب

{nurse} [پزشکی] فردی که در زمینۀ اصول علمی و مهارت های حرفه ای مراقبت و درمان بیماران تحصیل کرده و در آن تبحر داشته باشد

کلمات مرتبط

  • پرستار بچه
  • پرستار خانه
  • پرستار اتاق عمل
  • پرستار اسکراب
  • پرستار اورژانس
  • پرستار بتی
  • پرستار بیهوشی
  • پرستار خصوصی
  • پرستار راچد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات