کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پرس کاری
تلفظ بین المللی :
/pˈeres kˈɑri/
تلفظ :
[p'eRes k'ARi]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
پِرِس کاری
پرچ کاری
پتک کاری پرسی
از پس کسی یا کاری برامدن
کاترین پیرس
پرستاری
پرسیکاریا
پروکاریوت
پرستاری کردن
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{pressing} [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] فرایندی که در آن، قطعۀ جامد یا مجموعۀ مواد پودری با فشرده شدن در داخل قالب به شکل مورد نظر تبدیل شود
کلمات مرتبط
پِرِس کاری
پرچ کاری
پتک کاری پرسی
از پس کسی یا کاری برامدن
کاترین پیرس
پرستاری
پرسیکاریا
پروکاریوت
پرستاری کردن
نظرات