معانی کلمه : پررو
لغت نامه دهخدا
پررو. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه ، بی شرم. سمج. بسیار بی شرم. سخت روی. دریده. وَقیح. وَقاح. سِترگ. شوخ. بی حیا. مقابل کم رو، محجوب ، خجل. شرمگین. شرمناک.
- امثال :
من کمرو بچه های محله پررو.
رجوع به امثال و حکم شود.
- امثال :
من کمرو بچه های محله پررو.
رجوع به امثال و حکم شود.
فرهنگ عمید
بی شرم، بی حیا.
فرهنگ معین
(ی )(پُ ) (ص مر. )دریده ، بی شرم . بی حیا.
دانشنامه عمومی
پُررو (انگلیسی: Cheeky) فیلمی اروتیک و کمدی به کارگردانی تینتو براس است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. در این فیلم یولیا مایارکوک نقش اصلی را بازی می کند.
wiki: پررو
گویش مازنی
/per roo/ پر رو – چشم دریده – بی حیا و بی شرم & پریروز دو روز پیش
مترادف و متضاد
جسور، مصر
بیآزرم، بیادب، بیحیا، بیشرم، چشمدریده، گستاخ، وقیح ≠ کمرو
۱. بیآزرم، بیادب، بیحیا، بیشرم، چشمدریده، گستاخ، وقیح
۲. جسور، مصر ≠ کمرو
واژه نامه بختیاریکا
( پر رو ( با حرکات زننده را گویند ) ) تشمال؛ چُک؛ زِرت؛ فِق؛ قِرت
دیسا
جِرک؛ ( جرکه ) ؛ زرت؛ رو رَهدِه
دیسا
جِرک؛ ( جرکه ) ؛ زرت؛ رو رَهدِه
