کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پردازش | کلماتور
معانی کلمه : پردازش
تلفظ بین المللی :
/pardˈɑzeʃ/
تلفظ :
[paRd'AzeS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
پردازش تصویر
پردازش توزیع شده
پردازش داده ها
پردازش دسته ای
پردازش موازی
پردازش کردن
پردازش ارشیوی
پردازش از دور
پردازش بافت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
پردازش. [ پ َ زِ ] ( اِمص ) توجه. اشتغال :
به سه روز شاه جهان را ز رزم
نبد ایچ پردازش خواب و بزم.
فردوسی.
ولی این کلمه بیش از یکجای نیامده و ظاهراً تصحیفی است و شاید اصلاً در این بیت پرواش از... بوده است.
فرهنگ معین
(پَ زِ ) (اِمص . ) ۱ - به کاری دست زدن ، آهنگ کاری کردن . ۲ - انجام دادن مجموعه ای از عملیات مختلف روی اطلاعات و داده ها در کامپیوتر.
فرهنگ فارسی
انجام عملیات بر روی دادهها
( اسم ) آسایش فراغت .
مترادف و متضاد
processing
(اسم)
پردازش
فرهنگستان زبان و ادب
{processing} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] انجام عملیات بر روی داده ها
کلمات مرتبط
پردازش تصویر
پردازش توزیع شده
پردازش داده ها
پردازش دسته ای
پردازش موازی
پردازش کردن
پردازش ارشیوی
پردازش از دور
پردازش بافت
نظرات