کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرخونی | کلماتور
معانی کلمه : پرخونی
تلفظ بین المللی :
/porxˈuːni/
تلفظ :
[poRx'u:ni]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دل پرخونی از کسی داشتن
پرخوری نشانگان
پرونی گاسپار دو
پرخوری و حرص
پرخوری
پرخون
پرونیدن
الساندرو پرونی
پابلو پریونی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پرخونی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرخون.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی پر خون
مترادف و متضاد
hyperemia
(اسم)
پرخونی، احتقان، خون انباری
کلمات مرتبط
دل پرخونی از کسی داشتن
پرخوری نشانگان
پرونی گاسپار دو
پرخوری و حرص
پرخوری
پرخون
پرونیدن
الساندرو پرونی
پابلو پریونی
نظرات