Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرحرف

تلفظ بین المللی : /porhˈarf/ تلفظ :‌ [poRh'aRf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • ادم پرحرف
  • ادم پرحرف و یاوه گو
  • زن اخمو و پرحرف
  • با پرحرفی
  • پرحرفی
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • پر حرف بودن
  • پرحرارت و علاقه
  • شخص پر حرف و احمق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

پرحرف. [ پ ُ ح َ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام ، پرگوی. پرسخن. بسیارگوی. ثرّ. ثرّة. پرروده. روده دراز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پرگوی بسیار گوی روده دراز پر نفس : آدم پرچانه ایست .

مترادف و متضاد

بگو، پرچانه، حراف، روده‌دراز، وراج ≠ کم‌حرف

gabber (اسم)لافزن، پرحرف، خودستا، ریشخند کن، سخریه کنbagpipe (اسم)پرحرفblowhard (اسم)پرحرف، خودستا، ادم لاف زنprattler (اسم)پرحرف، حرف مفت زن، یاوه گوbabbling (صفت)پر حرفtalkative (صفت)پر حرف، وراج، پرگو، پرچانه، بسگویtalky (صفت)پر حرف، حرافchatty (صفت)پر حرف، وراجloquacious (صفت)پر حرف، وراج، پرگوflippant (صفت)گستاخ، پر حرف، سبکoutspoken (صفت)پر ح...

فرهنگ فارسی ساره

پرگفتار


کلمات مرتبط

  • ادم پرحرف
  • ادم پرحرف و یاوه گو
  • زن اخمو و پرحرف
  • با پرحرفی
  • پرحرفی
  • پرحرفی و بیهوده گویی
  • پر حرف بودن
  • پرحرارت و علاقه
  • شخص پر حرف و احمق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات