معانی کلمه : پرتوشناس
لغت نامه دهخدا
پرتوشناس. [ پ َ ت َ / تُو ش ِ ] ( نف مرکب ) رادیولژیست . ( فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
کسی که در تشخیص بیماری ها از طریق پرتونگاری تخصص دارد، رادیولوژیست.
فرهنگ فارسی
پزشک متخصص پرتوشناسی * مصوب فرهنگستان اول
( اسم ) کسی که با دستگاه پرتو شناسی کار کند رادیولوژیست رادیولگ .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
رادیولوژیست، رادیولوگ
radiologist (اسم)
پرتوشناس
فرهنگستان زبان و ادب
{radiologist} [پزشکی] پزشک متخصص پرتوشناسی
* مصوب فرهنگستان اول
