کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پربرکتی
تلفظ بین المللی :
/porbˌarekˈati/
تلفظ :
[poRb,aRek'ati]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پربرکت
نشانگان پرحرکتی
خانه پربرکت
پرسپکتیو
پربکشیین
پردرختی
پربرگی
اسید پربرومیک
پراکتیسیسم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
luxuriance
(اسم)
وفور، انبوهی، حاصلخیزی، شکوه و جلال، پربرکتی
unction
(اسم)
نرمی، روغن مالی، تدهین، مرهم، روغن، چرب زبانی، مرهم گذاری، حظ، لینت، پربرکتی، تلذذ
کلمات مرتبط
پربرکت
نشانگان پرحرکتی
خانه پربرکت
پرسپکتیو
پربکشیین
پردرختی
پربرگی
اسید پربرومیک
پراکتیسیسم
نظرات