کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پرباری
تلفظ بین المللی :
/porbˈɑri/
تلفظ :
[poRb'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرایند لجن فعال پربار
کله پربادی
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
بچه خوک پرواری
پرکاری
چارپایان پرواری
خوک پرواری
تیرویید پرکاری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پرباری. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پُربار. پرمیوگی. || پرغشی. پرشاری. مقابل کم باری و خلوص.
کلمات مرتبط
فرایند لجن فعال پربار
کله پربادی
پرواری کردن
پرواری کردن و ذبح کردن
بچه خوک پرواری
پرکاری
چارپایان پرواری
خوک پرواری
تیرویید پرکاری
نظرات