کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پراوند
تلفظ بین المللی :
/parˈɑvand/
تلفظ :
[paR'Avand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شاخص بس پراکندگی
سامانۀ پروندۀ پزشکی سرپایی
سنگ پراکنده
شش پاوندان
ضریب پراکندگی
ضریب پراکندگی اتمی
عناصر هسته ای پراکندۀ بلند
عناصر هسته ای پراکندۀ کوتاه
فاز پراکنده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پراوند. [ پ َ وَ ] ( اِ ) چوبی ضخیم که بر پشت در نهند تا گشوده نشود. چوب گنده ای باشد که در پس در اندازندتا در گشوده نگردد. ( برهان ). دریواس. فدرنگ. شجار.فَردر. فردره. و ظاهراً این صورت مصحف پژاوند باشد.
کلمات مرتبط
شاخص بس پراکندگی
سامانۀ پروندۀ پزشکی سرپایی
سنگ پراکنده
شش پاوندان
ضریب پراکندگی
ضریب پراکندگی اتمی
عناصر هسته ای پراکندۀ بلند
عناصر هسته ای پراکندۀ کوتاه
فاز پراکنده
نظرات