معانی کلمه : پرآرزو
لغت نامه دهخدا
بمانم پر از درد و اندوه و خشم
پر از آرزو دل ، پراز آب چشم .
فرهنگ عمید
بسیارآرزومند؛ دارای آرزوی بسیار: ◻︎ کنون گر شاد و گر غمناک رفتم / دلی پرآرزو با خاک رفتم (عطار۱: ۲۰۲).

بسیارآرزومند؛ دارای آرزوی بسیار: ◻︎ کنون گر شاد و گر غمناک رفتم / دلی پرآرزو با خاک رفتم (عطار۱: ۲۰۲).