معانی کلمه : پر رنگ
لغت نامه دهخدا
پررنگ. [ پ ُرْ، رَ ] ( ص مرکب ) که رنگ سیر دارد. که رنگ تند دارد. سیر. مقابل کم رنگ : چای پررنگ.
فرهنگ عمید
آنچه رنگ تند و تیره دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) که رنگ تند دارد که سیر رنگ است مقابل کم رنگ : چای پر رنگ .
گویش مازنی
پر رنگ
/perrang/ پر رنگ
مترادف و متضاد
chromatic (صفت)
اتفاقی، رنگی، پر رنگ
sombrous (صفت)
گرفته، پر رنگ، سیر، حزن انگیز
