Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پذرفتگار

تلفظ بین المللی : /pˌazaraftɡˈɑr/ تلفظ :‌ [p,azaRaftg'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • پذرفتگاری
  • پذرفتار
  • پذرفتار شدن
  • پذرفتکار
  • پذرفتکاری
  • پذرفتاری
  • پذیرفتگار
  • پذیرفتگاری
  • پذیرفتاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

پذرفتگار. [ پ ِ رُ ] ( نف مرکب ) پذیرفتگار. قبول کننده. پذیرنده. مطاوع. معترف. پذرفتار. و برای معانی این کلمه رجوع به پذرفتار شود :
چو روشن گشت بر شاپور کارش
به صد سوگند شد پذرفتگارش.
نظامی.
|| فرمانبردار.

فرهنگ عمید

۱. قبول کننده، پذیرنده.
۲. ضامن، کفیل، متعهد: چو روشن گشت بر شاپور کارش / به صد سوگند شد پذرفتگارش (نظامی۲: ۲۸۵ ).
۳. فرمان بردار.

کلمات مرتبط

  • پذرفتگاری
  • پذرفتار
  • پذرفتار شدن
  • پذرفتکار
  • پذرفتکاری
  • پذرفتاری
  • پذیرفتگار
  • پذیرفتگاری
  • پذیرفتاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات