معانی کلمه : پدافند غیرعامل
فرهنگ فارسی
اقداماتی منفعلانه برای کاهش خسارت یا ممانعت از خسارت ناشی از عملکرد خصمانۀ دشمن
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{passive defense} [علوم نظامی] اقداماتی منفعلانه برای کاهش خسارت یا ممانعت از خسارت ناشی از عملکرد خصمانۀ دشمن
