Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پتی

تلفظ بین المللی : /pˈati/ تلفظ :‌ [p'ati]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پتی الکسی
  • پتی دولاکروا فرانسوا
  • پتی بزئن
  • پتی نون
  • پتی هاکردن
  • پتی هاکن
  • پتی هکاردن
  • پتی دلاکروآ
  • پتی دلاکروا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پتی. [ پ َ ] ( ص ) در تداول عامه ، ساده. تنها. تهی. خالی. بی خورش. خشک. کفْت ْ: نان پتی ، قفار. نان تهی. نان خالی. خبز کفت. ( منتهی الارب ). آب ِ پتی ؛ آب ِ تهی. آب ِ خالی. آب ِ محض. دوغ پتی ؛ دوغ بی کره و روغن و بسیار آب. || برهنه. عور. روت : پاپتی.- قلیه پتی ؛ جیروویر، جَغوربَغور. حسرةالملوک. و آن طعامی است فقرا را از روده خردکرده که با روغن و پیاز سرخ کنند و سرکه بر آن مزید کنند. و گاه از جگر خ...

فرهنگ عمید

۱. تهی، خالی.
۲. برهنه، لخت.

فرهنگ معین

(پَ ) (ص . ) (عا. ) ۱ - خالی ، ساده . ۲ - برهنه ، لخت . ۳ - آشکار.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:پچ، شهر (صربستان)
wikijoo: پتی

فرهنگ فارسی

خالی
( صفت ) ۱- تهی خالی بی خورش ساده تنها : نان پتی . ۲- برهنه روت لخت عور : پاپتی . ۳- آشکار . یا دوغ پتی . دوغ بی کره و روغن و بسیار آب .

دانشنامه عمومی

خالی، بیهوده (پتی بدو:بیهوده دویدن - نون پتی بخو:نان خالی بخور)

پتی (فرانسوی: Pathé) پتی فرر تلفظ فرانسوی: ​ یک شرکت فیلم سازی و توزیع فیلم در کشور فرانسه است.۱۲۷ ساعت (بریتانیا و France distribution, co-production به همراه فاکس سرچلایت پیکچرز، رت پک انترتینمنت، برادران وارنر، Everest Entertainment, Film4 Productions, Darlow Smithson Productions, و Cloud 8 Films)بزرگسالی (فقط توزیع در بریتان...

گویش مازنی

۱چیزی را به زور فرو کردن – هل دادن،فرو کردن ۲پارچه ی کهنه ...

۱لخت و عور ۲از بین رفتن بخشی از بوته های برنج(در تنکابن) ۳دمل ...

/pati/ لخت و عور - از بین رفتن بخشی از بوته های برنج(در تنکابن) ۳دمل چرکین & چیزی را به زور فرو کردن – هل دادن، فرو کردن - پارچه ی کهنه و گلوله شده ای که در آب راه ها و شکاف ها فرو کنند

مترادف و متضاد

تهی، خالی

آشکار، واضح

برهنه، عریان، عور، لخت ≠ پوشیده، مستور

۱. برهنه، عریان، عور، لخت
۲. آشکار، واضح
۳. تهی، خالی ≠ پوشیده، مستور

واژه نامه بختیاریکا

پتیک

کلمات مرتبط

  • پتی الکسی
  • پتی دولاکروا فرانسوا
  • پتی بزئن
  • پتی نون
  • پتی هاکردن
  • پتی هاکن
  • پتی هکاردن
  • پتی دلاکروآ
  • پتی دلاکروا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات