کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پتک زن
تلفظ بین المللی :
/pˈotk zˈan/
تلفظ :
[p'otk z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیر زن پتک
پاک زن
پاتک زن
پشتک زن
پُک زَند گِریوَه
جی و باب ساکت پاتک می زنند
او پتکان
الپتکین
پاکزن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پتک زن. [ پ ُ زَ ] ( نف مرکب ) آهنگر. پتکدار :
سر عدو بتن اندر فروبرد بدبوس
چنانکه پتک زن اندر زمین بردسندان.
فرخی.
فرهنگ فارسی
آهنگرپتکدار
کلمات مرتبط
پیر زن پتک
پاک زن
پاتک زن
پشتک زن
پُک زَند گِریوَه
جی و باب ساکت پاتک می زنند
او پتکان
الپتکین
پاکزن
نظرات