Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پت

تلفظ بین المللی : /pˈat/ تلفظ :‌ [p'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • پِت
  • پت سرو
  • پت و پهن
  • پت پت
  • پت پت کردن
  • پت آلود
  • پت الود
  • پت بخردن
  • پت بزوئن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پت . [ پ ِ ] (اِ)شب پره ای است که آنگاه که صورت کرم دارد پشم و امثال آن را خورد و تباه کند. بید. دیوچه . سوس . متّه . عثه . و رجوع به دیوچه شود.

پت . [ پ َ ] (اِ) آهار. آهار جولاهان . و آن چیزی باشد که در جامه مالند تا باریک شود و صیقل گیرد. (لغت نامه ٔ اسدی ). آهار که بر جامه دهند. و غالباً آن لعابی است از کتیرا یا نشاسته یا صمغ و یا لعاب خطمی و جز آن که ...

فرهنگ عمید

بید۲#NAME?

۱. پرز؛ کرک.
۲. پشم نرمی که از بن موهای بز می‌روید و از آن شال و پارچه‌های لطیف می‌بافند؛ بزشم؛ بزوشم؛ بزوش؛ تَفتیک.
۳. مایعی که از نشاسته یا کتیرا درست می‌کنند و به پارچه می‌زنند تا سخت و براق شود؛ لعاب؛ آهار.

۱. پرز، کرک.۲. پشم نرمی که از بن موهای بز می روید و از آن شال و پارچه های لطیف می بافند، بزشم، بزوشم، بزوش، تَفتیک.۳. مایعی که از نشاسته یا کتیرا درست می کن...

فرهنگ معین

(پَ) ( اِ.) = بت : لعابی از کتیرا و نشاسته و مانند آن ، آهار، آش جامد.

( ~.) (اِ.) 1 - پشم نرمی که از بن موی بز روید و آن را به شانه برآورند و از آن شال بافند؛ بز پشم ، بزوشم ، کرک ، کلک . 2 - کرک های ریز درهم تافتة سطح بشرة بعضی گیاهان ، کرک ها و الیاف نرم سطح بعضی اندام های گیاهی ؛ پرز، هر چیز نرم .

(پَ ) ( اِ. ) = بت : لعابی از کتیرا و نشاسته و مانند آن ، آهار، آش جامد. ( ~. ) (ا...

فرهنگ فارسی

دماغ
بینی
پرز، کرک، پشم نرمی که ازبن موهای بزمیروید، واز آن شال وپارچه های لطیف میبافند، بزشم وبزوشم، بزوش، تبت وتبدنیزگفته شده( اسم ) ۱- پشم نرمی که از بن موی بز روید و آنرا بشانه بر آورند و از آن شال بافند بز پشم بزوشم کرک کلک . ۲- کرکهای ریز در هم تافت. سطح بشر. بعضی گیاهان کرکها و الیاف نرم سطح بعضی اندامهای گیاهی پرز ۳- هر چیز نرم ....

دانشنامه عمومی

پِت:پتک ، دسته سندان که برای خرد کردن اشیا از آن استفاده میشود.

پت (چابهار). پت (چابهار)، روستایی از توابع بخش دشتیاری شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.این روستا در دهستان باهوکلات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰۳ نفر (۹۸خانوار) بوده است.wiki: پت (چابهار)...

گویش مازنی

لوچ چپ چشم دوبین

۱حرکت – جنب و جوش ۲پخته ۳پهن

باد کردن و برآمدن سبزیجات هنگام پختن

۱میگوی کوچک سواحل جنوبی دریایی خزر که زندهی آن غذای ماهیگیر ...

/pet/ لوچ چپ چشم دوبین & باد کردن و برآمدن سبزیجات هنگام پختن & میگوی کوچک سواحل جنوبی دریایی خزر که زندهی آن غذای ماهیگیر و خشک شده اش خوراک ماهیان سرد آبی حوضچه های پرورش ماهی است - کج و معوج & حرکت – جنب و جوش - پخته ۳پهن...

واژه نامه بختیاریکا

( پِت ) نشیمن؛ مقعد
( پِت ) وصله؛ پینه

کلمات مرتبط

  • پِت
  • پت سرو
  • پت و پهن
  • پت پت
  • پت پت کردن
  • پت آلود
  • پت الود
  • پت بخردن
  • پت بزوئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات