Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پایگاه

تلفظ بین المللی : /pˈɑjɡˈɑh/ تلفظ :‌ [p'Ajg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پایگاه داده توزیع شده
  • پایگاه داده ها
  • پایگاه نیروی هوایی ادواردز
  • پایگاه کیهانی بایکونور
  • پایگاه کیهانی پلستسک
  • پایگاه در کنار دریا
  • پایگاه فضایی
  • پایگاه مرزی
  • پایگاه هوایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پایگاه. ( اِ مرکب ) مقام. منصب. منزلت. قدر. مکانت. حرمت. مقدار. رتبت. رُتبه. جایگاه. دَرجه. ( مجمل اللغه ). زُلفی. مرتبه. ( مهذب الاسماء ). مرتبت. پایگه. حدّ. مقام بلند. رتبت ارجمند. مخفف پایه گاه. ( فرهنگ رشیدی ) : ازین [ طبقات چهارگانه ] هر یکی را یکی پایگاه سزاوار بگزید [ جمشید ] و بنمود راه.فردوسی.ببخشید رستم گناه ورافزون کرد از آن پایگاه ورا.فردوسی.همان چرمش آکنده بایدبکاه بدان تا نجوید کس ای...

فرهنگ عمید

۱. (نظامی ) محل استقرار نیروی نظامی.
۲. جا، مکان.
۳. [مجاز] مقام، قدر، مرتبه: از این هر یکی را یکی پایگاه / سزاوار بگزید و بنمود راه (فردوسی۴: ۲۹ ).
۴. درگاه، آستانۀ خانه.
۵. [قدیمی] جای پا.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - جا، مکان . ۲ - مقام ، مرتبه . ۳ - حد، درجه . ۴ - شایستگی .

فرهنگ فارسی

جا، مکان، مقام، قدرومرتبه، آستانه خانه، جای پا( اسم ) ۱- جای پا قدم . ۲- جانب پای طرف پای مقابل سرگاه . ۳- درگاه کفش کن مقدم البیت صف نعال مقابل پیشگاه . ۴- پیشگاه تخت مسند . ۵- پایاب . ۶- پایه اساس . ۷- جایگاه مقام منصب مکانت رتبه حد درجه. ۸- جای محل. ۹- آخور ستورگاه پاگاه طویله اصطبل . ۱٠- مزد حق القدم . ۱۱- اصل و نسب. یا اهل پایگاه.اهل مرتبه. یا پایگاه هوایی . محل و جای برای فرود آمدن هواپیما (...

گویش مازنی

اندازه

مترادف و متضاد

اندازه

مرکز، مقر

پیشگاه، تخت، مسند

جایگاه، جا، محل، مقام

رتبه، مرتبت، مقام، مکانت، منزلت، منصب

۱. رتبه، مرتبت، مقام، مکانت، منزلت، منصب
۲. مرکز، مقر
۳. جایگاه، جا، محل، مقام
۴. پیشگاه، تخت، مسند
۵. اندازه

base (اسم)باز، ریشه، تکیه گاه، زمینه، پایه، پایگاه، اساس، بنیاد، مبنا، مرکز، شالوده، ته، بناء، ته ستون، صدای بم، عنصرfoothold (اسم)پایگ...

فرهنگ فارسی ساره

اندازه

واژه نامه بختیاریکا

پا گَه

فرهنگستان زبان و ادب

{base} [علوم نظامی] 1. محل طراحی یا پشتیبانی عملیات نظامی 2. منطقه یا محلی با تأسیسات خاص برای آماد و پشتیبانی
{site} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جایی که تعدادی رایانه در کنار یکدیگر مورد استفادۀ کاربران قرار می گیرد

کلمات مرتبط

  • پایگاه داده توزیع شده
  • پایگاه داده ها
  • پایگاه نیروی هوایی ادواردز
  • پایگاه کیهانی بایکونور
  • پایگاه کیهانی پلستسک
  • پایگاه در کنار دریا
  • پایگاه فضایی
  • پایگاه مرزی
  • پایگاه هوایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات