معانی کلمه : پایزه
لغت نامه دهخدا
پایزه . [ ی ِ زَ / زِ ] (اِ مصغر) (مرکب از پای بمعنی بهره و حصه و بخش و ایزه علامت تصغیر) پاچه . پازه . رجلان . ریسمانی که بر دامن خیمه و سراپرده تعبیه نمایند و آنرا به میخ بزمین استوار کنند. (جهانگیری ). رجوع به پایژه شود.
فرهنگ عمید
۱. طناب خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند.
۲. چیزی که عنان اسب را به آن ببندند.
در دورۀ مغول، سکه یا نشان که از نقره یا طلا میساختند و بر آن نام پادشاه یا علامت دیگر نقش بود و از طرف پادشاهان به رسم تشویق یا به منزلۀ فرمان انتصاب به امرا و حکام و فرماندهان قشون اعطا میشد.
فرهنگ معین
(یِ زِ ) (اِمصغ . ) ۱ - پاچه . ۲ - ریسمان خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند. ۳ - چیزی که عنان اسب را بدان بندند.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
پائزه (به ایتالیایی: Paese) یک کومونه در ایتالیا است که در استان ترویزو واقع شده است. پائزه ۳۸٫۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲۲٬۰۲۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایتالیا
فهرست شهرهای ایتالیا
wiki: پائزه
