معانی کلمه : پایانی
لغت نامه دهخدا
پایانی. ( ص ) نهائی :
حجّت به نصیحت مسلمانی
گفتت سخنی درست و پایانی.
حجّت به نصیحت مسلمانی
گفتت سخنی درست و پایانی.
فرهنگ فارسی
← مرحلۀ نهایی
( صفت ) نهایی انتهایی آخرین : ( حجت بنصیحت مسلمانی گفتت سخنی درست و پایانی . ) ( ناصر خسرو )
مترادف و متضاد
آخری، انتهایی، غایی، نهایی ≠ آغازین
final (صفت)
قطعی، اخرین، قاطع، نهایی، غایی، پایانی
terminal (صفت)
نهایی، پایانی، انتهایی، پایانه، واقع در نوک
فرهنگستان زبان و ادب
[ورزش] ← مرحلۀ نهایی
