معانی کلمه : پایان دهی
فرهنگ فارسی
فرایند اتصال خطوط ارتباطی یا خطوط مشترکان به مرکز مخابرات
مترادف و متضاد
termination (اسم)
فسخ، خاتمه، پایان، انتها، ختم، پایان دهی، پایان یابی
فرهنگستان زبان و ادب
{termination} [مهندسی مخابرات] فرایند اتصال خطوط ارتباطی یا خطوط مشترکان به مرکز مخابرات
