Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پای پیل

تلفظ بین المللی : /pˈɑj pˈil/ تلفظ :‌ [p'Aj p'il]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • پیل پای
  • پیل پا
  • پیل پایه
  • قوم پی پیل
  • پیلاتوس پی 1
  • پیلاتوس پی 2
  • پیلاتوس پی 3
  • پیلاتوس پی 4
  • پیلاتوس پی سی 21
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پای پیل. ( اِ مرکب ) نوعی از قدح و پیاله شرابخوری. ( برهان ). نوعی پیاله. صراحی بزرگ دراز که بصورت پای فیل سازند. ( رشیدی ). پیلپا. گاوزر : تا بپای پیل می بر کعبه عقل آمده ست پیل بالا نقد جان بر پیل بان افشانده اند.خاقانی. || حربه ای به شکل پای پیل که پیلپا نیز گویند. حربه ای است که اکثر و اغلب زنگیان دارند. ( جهانگیری )( برهان ). گرزی است بصورت پای فیل. ( رشیدی ) : من صید آنکه کعبه جانهاست منظرش ...

فرهنگ عمید

پیلپا#NAME?

= پیلپا

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) نوعی از قدح و پیال. شرابخواری صراحی بزرگ دراز که بصورت پای پیل سازند پیلپا گاوزر . ۲- حربه و گرزی مانند پای پیلپیلپا. ۳- ( صفت ) صاحب مرض دائ الفیل.
نوعی از قدح و پیاله شرابخواری نوعی پیاله

کلمات مرتبط

  • پیل پای
  • پیل پا
  • پیل پایه
  • قوم پی پیل
  • پیلاتوس پی 1
  • پیلاتوس پی 2
  • پیلاتوس پی 3
  • پیلاتوس پی 4
  • پیلاتوس پی سی 21
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات