Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پای تابه

تلفظ بین المللی : /pˈɑj tˈɑbeː/ تلفظ :‌ [p'Aj t'Abe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زنگوله ی پای تابوت
  • تابهنان­پزی
  • پایتابه
  • سیستم تابش پایی
  • تاب پار
  • تابش پزی
  • تابع پلی لگاریتمیک
  • هسته تابع پایه شعاعی
  • پاتابه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پای تابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) لفاف. لفافه. ( السامی ). جامه سطبر که بچند تای مسافران برپای پیچند دفع سرما یا چستی و چالاکی رفتار را. پای پیچ : و از وی [ از چغانیان ] پای تابه خیزد و گلیمینه و بساط پشمین. ( حدود العالم ص 109 ). پس رداء او بستد و نیمه کرد پیش مأمون و گفت دو پایتابه کنم. ( چهار مقاله ). اِستمی الصائد؛ پوشید پایتابه رایا عاریت کرد پایتابه را برای شکار آهو در گرما. || جورَب. ( ...

فرهنگ عمید

پاتابه#NAME?

= پاتابه

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - پاتابه . ۲ - جوراب .

فرهنگ فارسی

لفاف لفافه
( اسم )۱- پاتابه ۲- جوراب . یا پایتاب. کسی در هند باز شدن . بسفر دور رفتن وی .

کلمات مرتبط

  • زنگوله ی پای تابوت
  • تابهنان­پزی
  • پایتابه
  • سیستم تابش پایی
  • تاب پار
  • تابش پزی
  • تابع پلی لگاریتمیک
  • هسته تابع پایه شعاعی
  • پاتابه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات