معنی کلمه : پای بازپس نهادن
لغت نامه دهخدا
پای بازپس نهادن . [ پ َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) عقب ماندن . کم آمدن : اگر از بحتری شاعر وزیر قصیده ای بدین روی و وزن و قافیه خواهد هم از آن پای باز پس نهد. (تاریخ بیهقی ).

پای بازپس نهادن . [ پ َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) عقب ماندن . کم آمدن : اگر از بحتری شاعر وزیر قصیده ای بدین روی و وزن و قافیه خواهد هم از آن پای باز پس نهد. (تاریخ بیهقی ).