معانی کلمه : پاک مرد
لغت نامه دهخدا
پاک مرد.[ م َ ] ( ص مرکب ) صالح. مقابل ناپاکمرد :
تو تا برنشستی بزین نبرد
نبودی مگر یکدل وپاک مرد.
تو تا برنشستی بزین نبرد
نبودی مگر یکدل وپاک مرد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مرد پاک صالح مقابل ناپاکمرد.
صالح مقابل ناپاکمرد
صالح مقابل ناپاکمرد
