معانی کلمه : پاچه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) پای انسان یا گوسفند از زانو تا کف پا.
۲. پای پخته شدۀ گوسفند، بز، یا گاو که لزج و مولد خون است و برای اشخاص کم بنیه، لاغر، و مبتلایان به امراض ریه نافع است.
۳. قسمت پایین شلوار.
۲. پای پخته شدۀ گوسفند، بز، یا گاو که لزج و مولد خون است و برای اشخاص کم بنیه، لاغر، و مبتلایان به امراض ریه نافع است.
۳. قسمت پایین شلوار.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِمصغ . ) ۱ - ساق پا. ۲ - از زانو تا سر سم پای گوسفند و گاو. ۳ - خوراکی که از دست و پای گوسفند درست کنند. ۴ - یکی از دو لنگة شلوار. ۵ - لبة پایینی شلوار. ، ~ کسی را گرفتن بی جهت کسی را آزار دادن .
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
۱پا ۲بخش پایینی شلوار ۳پاچه ی شلوار
/paachche/ پا - بخش پایینی شلوار ۳پاچه ی شلوار
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
دَرِپا؛ زیر دست
