پاپی شدن. [ پ َ / پ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پاپی شدن امری را؛ اصرار ورزیدن در آن. دنبال کردن آن.
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱- پاپی شدن در امری.اصرار ورزیدن ۲ - امریرا دنبال کردن تعقیب کردن . ۳ - پاپی شدن کسی را. ایراد گرفتن بر او اذیت کردن وی ایذا . پاپی شدن امری را اصرار ورزیدن در آن
مترادف و متضاد
persecute (فعل)ازار کردن، دنبال کردن، پاپی شدن، جفا کردن، دائما مزاحم شدن و اذیت کردنhound (فعل)تعقیب کردن، با تازی شکار کردن، پاپی شدنinsist (فعل)پاپی شدن، سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار ورزیدن، تکیه کردن بر...