Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پاپوش

تلفظ بین المللی : /pˈɑpuʃ/ تلفظ :‌ [p'ApuS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پاپوش درست کردن
  • پاپوش دوختن یا ساختن برای کسی
  • پاپوش دوختن
  • گل پاپوش
  • بی پاپوش
  • مچ پاپوش
  • چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت
  • پاپوشیه
  • پاپوا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پاپوش. ( نف مرکب ، اِ مرکب ) کفش. پای افزار. پاافزار. پوزار. پااوزار. نعل. حِذاء : به اقتضای زمان کار خویشتن بگذارکه سعی بیهده پاپوش میدرد، «مثل است ».سلیم.- پاپوش برای شیطان دوختن ؛ سخت گربز بودن.- پاپوش برای کسی دوختن ؛ او را بزحمت و رنج و تعب وزیان و خسارتی دچار کردن. به حیله او را گناهکار یامدیون کردن....

فرهنگ عمید

۱. = پاافزار
۲. آنچه پا را بپوشاند.
⟨ پاپوش دوختن: [عامیانه، مجاز] توطئه و پرونده‌سازی کردن برای کسی.

۱. = پاافزار
۲. آنچه پا را بپوشاند.
* پاپوش دوختن: [عامیانه، مجاز] توطئه و پرونده سازی کردن برای کسی.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - کفش ، پای افزار. ۲ - مجازاً گرفتاری ، دردِسر. ، ~ درست کردن برای کسی کنایه از: برای کسی ایجاد دردسر کردن . ، ~دوختن برای کسی کنایه از: توطئه کردن برای کسی .

فرهنگ فارسی

کفش، پاافزار، کنایه:ازتوطئه وپرونده سازی کردن
( اسم ) ۱ - کفش پا افزار ( مطلقا ) . ۲-( خصوصا ) کفش راحتی مخمل مزین به یراقهای طلا و دانه های الماس بدلی که یک قرن پیش زنان ایرانی در داخل منزل آنرا بپامیکردند ۳ - عایق و مانع و سدی که در راه پیشرفت یا زندگانی مردم ایجاد کنند .
کفش پای افزار

دانشنامه عمومی

پاپوش (فیلم ۱۳۵۲). پاپوش فیلمی به کارگردانی و نویسندگی اسماعیل پورسعید محصول سال ۱۳۵۲ است.رضا بیک ایمانوردیمرتضی عقیلیهاله نظرییداله شیراندامیفرشید فرزانفرنگیس فروهرتوتیاحسین شهابمرتضی حدیقییوسف قربانیرضا حاجیاننعمت اله گرجیمهدی (رضا بیک ایمانوردی) در بازی قماری که دوستش حسین (یدالله شیراندامی) راه انداخته شرکت می کند. حسین به کمک فخری (توتیا) قاپ های مهدی را عوض می کند و پول کلانی از مهدی می بر...

مترادف و متضاد

گرفتاری، مخمصه

پرونده‌سازی، پرونده، مزاحمت

ارسی، پاچپله، پای‌افزار، کفش

۱. پروندهسازی، پرونده، مزاحمت
۲. گرفتاری، مخمصه
۳. ارسی، پاچپله، پایافزار، کفش

footwear (اسم)کفش، پاپوشfootgear (اسم)کفش، پاپوشsleeper (اسم)پاپوش، خواب رونده، واگن تختخواب دار، اهن زیر ساختمان...

واژه نامه بختیاریکا

پا پیجن

کلمات مرتبط

  • پاپوش درست کردن
  • پاپوش دوختن یا ساختن برای کسی
  • پاپوش دوختن
  • گل پاپوش
  • بی پاپوش
  • مچ پاپوش
  • چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت
  • پاپوشیه
  • پاپوا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات