کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پالی کائو
تلفظ بین المللی :
/pˈɑli kˈɑʔuː/
تلفظ :
[p'Ali k'A?u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پالیکایو کنت دو
پالی
پالی بترا
پالی ند
پالی وری
پالی کار
پالی 5278
پالی ارنولد
پالی ان یونگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پالی کائو. ( اِخ ) قصبه ای در چین به دوازده هزارگزی پکن. فرانسویان بسال 1860م.1276/ هَ. ق. آنجا را متصرف شدند.
فرهنگ فارسی
قصبه در چین
کلمات مرتبط
پالیکایو کنت دو
پالی
پالی بترا
پالی ند
پالی وری
پالی کار
پالی 5278
پالی ارنولد
پالی ان یونگ
نظرات