معانی کلمه : پالان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پوشاک ضخیم آکنده از پشم یا کاه یا پوشال که بر پشت حیوانات بارکش می گذارند و بر روی آن بار می بندند یا سوار می شوند: آن یکی خر داشت و پالانش نبود / یافت پالان گرگ خر را درربود (مولوی: ۳۶ ).
فرهنگ معین
( اِ. ) پوششی ضخیم انباشته از کاه ، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می نهند برای نشستن یا بار نهادن . ، ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
پلان
گویش مازنی
پلان
/paalaan/ پلان
گویش اصفهانی
تکیه ای: pâlun
طاری: pâlun
طامه ای: pâlun
طرقی: pâlun
کشه ای: pâlun
نطنزی: pâlun
مترادف و متضاد
packsaddle (اسم)
پالان
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
جُل
