کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پافشاری | کلماتور
معانی کلمه : پافشاری
تلفظ بین المللی :
/pˌɑfeʃˈɑri/
تلفظ :
[p,AfeS'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
پافشاری کردن
پافشاری کردن بر موضع خود
پرفشاری خون
پرفشاری خون ریوی
درمان ضد پرفشاری خون
پافشار
بر موضع خود پا فشاری کردن
پرفشاری ریوی
پرفشاری ورید باب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
پافشاری. [ ف ِ ] ( حامص مرکب ) پایداری. ایستادگی. مقاومت. ثبات.استقامت. استواری. پابرجائی. پای برجائی. ثبات قدم. اصرار. ابرام. و با مصدر کردن صرف شود.
فرهنگ عمید
۱. مقاومت، استقامت، پایداری، ایستادگی.
۲. اصرار.
فرهنگ معین
(فِ ) (حامص . ) پایداری ، ایستادگی .
فرهنگ فارسی
پایداریایستادگیاستواری پابر جایی استقامت ثبات اصرار ابرام .
پایداری ایستادگی
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ابرام، اصرار، ایستادگی، پاپی، تاکید، سماجت، مداومت، مقاومت
persistence (اسم)ایستادگی، دوام، ابرام، ماندگاری، اصرار، پافشاری، سماجت، مقاومتpersistency (اسم)دوام، ابرام، اصرار، پافشاری، سماجتinsistence (اسم)اصرار، پافشاری، سماجت، مقاومتinsistency (اسم)اصرار، پافشاری...
واژه نامه بختیاریکا
زور و زیپ
پا کو؛ پا کُفتن؛ پیچاهش
کلمات مرتبط
پافشاری کردن
پافشاری کردن بر موضع خود
پرفشاری خون
پرفشاری خون ریوی
درمان ضد پرفشاری خون
پافشار
بر موضع خود پا فشاری کردن
پرفشاری ریوی
پرفشاری ورید باب
نظرات