Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پاس دادن

تلفظ بین المللی : /pˈɑs dˈɑdan/ تلفظ :‌ [p'As d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بخار پس دادن
  • پس دادن
  • پس دادن به
  • پاسخ دادن
  • پاسخ دفاعی دادن
  • تقاص پس دادن
  • حساب پس دادن
  • در پرس قرار دادن
  • رنگ پس دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پاس دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) ( از فرانسه... ) نوبت خود را در قمار بحریف دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- نوبت خود را در قمار بحریف دادن . ۲- در بازیهایی مثل والیبال و فوتبال توپ را بهمبازی خود رد کردن .
نوبت خود را در قمار به حریف دادن

مترادف و متضاد

pass (فعل)
قبول کردن، قبول شدن، تصویب کردن، رخ دادن، گذراندن، اجتناب کردن، رد کردن، سپری شدن، گذشتن، رد شدن، سرامدن، عبور کردن، تمام شدن، سبقت گرفتن از، مرور کردن، عقب گذاشتن، پاس دادن، تصویب شدن، رایج شدن، وفات کردن

کلمات مرتبط

  • بخار پس دادن
  • پس دادن
  • پس دادن به
  • پاسخ دادن
  • پاسخ دفاعی دادن
  • تقاص پس دادن
  • حساب پس دادن
  • در پرس قرار دادن
  • رنگ پس دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات