Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پارو

تلفظ بین المللی : /pˈɑruː/ تلفظ :‌ [p'ARu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پارو زدن
  • پارو زن مسابقات قایقرانی
  • پارو کردن
  • پارو زن
  • پارو تاکشانگ
  • چوب یا میله اهرم پارو
  • حلقه پارو
  • ضامن پارو
  • پولش از پارو بالا می رود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پارو. (اِخ ) رودی به آمریکای جنوبی در کشور برزیل (ایالت گرائوپارا) که به رود آمازون می پیوندد و آبشارهائی دارد. و طول آن تقریباً 975 هزارگز است .

پارو. ( اِ ) بیل مانندی باشد از چوب که بدان برف روبند. ( برهان ). آلتی چوبین که بدان برف و سرگین روبند. بیل چوبین. پاپروب. ( محمو...

فرهنگ عمید

۱.آلتی شبیه بیل که با آن برف یا چیز دیگر را از روی زمین می‌روبند؛ بیل چوبی.
۲. آلتی که در قایق‌های پارویی به‌وسیلۀ آن قایق را می‌رانند.
⟨ پارو کردن: (مصدر متعدی) روبیدن برف یا چیز دیگر از روی زمین به‌وسیلۀ پارو.

۱.آلتی شبیه بیل که با آن برف یا چیز دیگر را از روی زمین می روبند، بیل چوبی.۲. آلتی که در قایق های پارویی به وسیلۀ آن قایق را می رانند.* پارو کردن: (مصدر متعدی ) روبیدن...

فرهنگ معین

(رُ) (ص .) (عا.) پیر زال ، زن پیر.

( اِ.) = پاروب : 1 - آلتی چوبی (مانند بیل ) که با آن برف را از پشت بام یا پیاده روها می روبند. 2 - ابزاری برای راندن قایق (بدون موتور).

( اِ. ) = پاروب : ۱ - آلتی چوبی (مانند بیل ) که با آن برف را از پشت بام یا پیاده روها می روبند. ۲ - ابزاری برای راندن قایق (بدون موتور ).
(رُ ) (ص . ) (عا. ) پیر زال ، زن پیر.

فرهنگ فارسی

پاروب، بیل چوبی، برای برف ریختن بکارمیرود( اسم )۱- آلتی چوبین که با آن برف سرگین و غیره را روبند برف افکن سرگین و غیره ا روبند برف افکن بیل . ۲ - آلتی برای راندن قایق . ۳ - آلتی چوبین که قایق رانان بدان آب رود یا دریا بشورند . ۴ - آلتی چوبین که دسته ای دراز و سری پهن دارد و خمیر را روی آن بنحو مخصوص پهن میکنند و در تنور میگذارند . ۵- استخوان شانه استخوان کتف استخوان هوبه .یا پول کسی با پارو بالا ر...

دانشنامه عمومی

پارو نام وسیله ای است شبیه به بیل که با استفاده از آن می توان قایقها و کشتیهای کوچک که فاقد موتور یا بادبان هستند را راند. پاروها معمولاً از چوب ساخته میشوند. از پارو برای روبیدن برف از پشت بام ها و پیاده روها نیز استفاده میشود.wiki: بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱...

گویش مازنی

/paaroo/ پارو

گویش اصفهانی

تکیه ای: pâru
طاری: pârü
طامه ای: pâru
طرقی: pârü
کشه ای: pâru
نطنزی: pâru

گویش بختیاری

پارو.

مترادف و متضاد

پاروب

برف‌افکن، برف‌روب

۱. برفافکن، برفروب
۲. پاروب

paddle (اسم)پره، بیلچه، پارو، پاروی پهن قایقرانیshovel (اسم)بیلچه، خاک انداز، کج بیل، پارو، بیلoar (اسم)پاروsnow shovel (اسم)پارو...

واژه نامه بختیاریکا

( پارَو ) پیاده رو

کلمات مرتبط

  • پارو زدن
  • پارو زن مسابقات قایقرانی
  • پارو کردن
  • پارو زن
  • پارو تاکشانگ
  • چوب یا میله اهرم پارو
  • حلقه پارو
  • ضامن پارو
  • پولش از پارو بالا می رود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات