معانی کلمه : پارتیزان
لغت نامه دهخدا
پارتیزان. ( فرانسوی ، ص ، اِ ) جانبدار. طرفدار. هواخواه. || معتقد به عقیده یا مسلکی.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) چریک ، سربازی که به صورت غیرکلاسیک و نامنظم با دشمن می جنگد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
طرفدار، هواخواه، هواخواهان، سربازچریک
جانبدار طرفدار
جانبدار طرفدار
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
هواخواه
چریک، رزمنده
۱. چریک، رزمنده
۲. هواخواه
