(مِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - مقدار ثابت دلخواهی که به ازاء هر یک از مقادیر آن عضوی از یک دستگاه مشخص شود. ۲ - متغیری که می توان دو یا چند تابع را برحسب آن بیان کرد. استعمال پارامترها در ریاضیات و فیریک و غیره بسیار معمول و مهم است . ۳ - در قطع های مخروطی ، نصف
(مِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - مقدار ثابت دلخواهی که به ازاء هر یک از مقادیر آن عضوی از یک دستگاه مشخص شود. 2 - متغیری که ...
دانشنامه آزاد فارسی
پارامِتْر (parameter)عامل یا مشخصۀ متغیر. پارامتر برای هر حالت یا مورد خاص مقدار ثابتی دارد، ولی از موردی به مورد دیگر تغییر می کند. این تغییرات منجر به تمایز موارد خاص از هم می شوند. مثلاً، در معادلۀ کلی خط y=ax+b، پارامترها a و b، و برخلاف متغیرهای مختصات x و y، برای هر خط خاص ثابت اند، ولی از خطی به خط دیگر تغییر می کنند و با نسبت دادن هر دو مقدار دلخواه به a و b خطی خاص مشخص می شود. همچنین، طو...
دانشنامه عمومی
فَراسَنج. برای نمونه "توصیفِ پارامتری یک مسئله" به پارسی می شود "بَرنِوِشتِ فَراسَنجی یک پرسمان".
عامل، مؤلفه یا پارامتر (به انگلیسی: parameter) در رشته هایی مانند ریاضیات، منطق، زبان شناسی، علوم و محیط زیست به کار می رود.در معنای معمولِ آن، مدت مورد استفاده برای شناسایی ویژگی، یک شیء، یک عامل قابل اندازه گیری است که می تواند در تعریف یک سیستم خاص کمک کند. این عنصر مهم را با توجه به ارزیابی ...
مترادف و متضاد
parameter(اسم)
پارامتر، مقدار معلوم و مشخص، مقداری از یک مدار، نسبت میان تقاطع دو سطح