معانی کلمه : پادگان
لغت نامه دهخدا
پادگان.[ دِ ] ( اِ مرکب ) گروهی از سربازان که در مکانی جای گزیده و بحفظ و نگاهبانی آن گماشته شده باشند. ( فرهنگستان ). و آنرا پیشتر از این ساخلو میگفتند. و پاد بمعنی محافظت و نگاهبانی است. رجوع به بادگان شود.
فرهنگ عمید
۱. گروهی از سربازان که در یک محل متوقف و مٲمور نگهبانی آن محل باشند، ساخلو.
۲. محلی که این گروه در آن مستقر می شوند.
۲. محلی که این گروه در آن مستقر می شوند.
فرهنگ معین
(دِ ) [ په . ] (اِمر. ) ۱ - محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.۲ - سربازخانه ، ساخلو. ۳ - دسته - های پیاده نظام عهد ساسانی .
فرهنگ فارسی
گروهی ازسربازان که دریک محل متوقف ومامور، نگهبانی آن محل باشند
( اسم ) ۱- دسته های پیاده نظام عهد ساسانی ۲ - گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند ساخلو .
گروهی از سربازان که در مکانی جای گزیده و بحفظ و نگاهبانی آن گماشته شده باشند
( اسم ) ۱- دسته های پیاده نظام عهد ساسانی ۲ - گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند ساخلو .
گروهی از سربازان که در مکانی جای گزیده و بحفظ و نگاهبانی آن گماشته شده باشند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پیادهنظام
ساخلو، سربازخانه
۱. ساخلو، سربازخانه
۲. پیادهنظام
