معانی کلمه : پات
لغت نامه دهخدا
پات. ( اِ ) اورنگ. سریر. تخت. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( برهان ). || نوعی از زیان و باختن در شطرنج از قبیل لات و مات. نماندن بهره برای حریف شطرنج و بازنده شدن او.
فرهنگ عمید
اورنگ، تخت.
فرهنگ فارسی
اورنگ، تخت، پاد
( اسم ) نوعی از زیان و باختن در شطرنج از قبیل لات و مات .
اورنگ سریر
( اسم ) نوعی از زیان و باختن در شطرنج از قبیل لات و مات .
اورنگ سریر
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
۱. اورنگ، پاد، تخت، سریر
۲. مات
stalemate (اسم)
بن بست، پات
