معنی اصطلاح -> پا [ ی خود را ] توی کفش کسی کردن مزاحم کسی شدن؛ در کار کسی دخالت کردنمثال: - اگر پایت را توی کفش دیگران بکنی، آنها هم با تو معامله ی به مثل خواهند کرد. - بازرس دارایی از چندی پیش پا توی کفش ما کرده. وقت و بی وقت سروکله اش پیدا می شود و دفاتر حسابداری ما را بازبینی می کند. - اینها همه جا دست دارند و اگر کسی پا توی کفششان بکند، برایش پرونده می سازند و بدبختش می کنند. توضیح: نیز ← «پ...