Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پ

تلفظ بین المللی : /ʔpˈeː/ تلفظ :‌ [?p'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • پ اوروشسپ
  • پ به پ
  • پ رمله
  • پ رنچ
  • پ مثل پلیکان
  • پ ن پ
  • پ پ 2000
  • پ یکوله
  • ضیاگوگ الپ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پ. ( حرف ) پ ِ یا پی یا باء معقوده یا باء فارسی ، نشانه حرف سیم است از حروف تهجی و آن یکی از حروف شفوی است. و این حرف خاص زبان فارسی باشد و عرب آنرا ندارد و در تعریب به باء و فاء بدل شود چون اَپرویژ اَبرویز ( لقب خسرو دوم ) و پرگار و پالوده. فرجار و فالوذَج ، و در حساب جُمل «پ » نماینده عددی نیست مگر آنکه آنرا بجای «با» گیرند لیکن نزد فارسی زبانان در حروف ابتثی فارسی سه باشد.ابدالها:> در فارسی گاه...

فرهنگ عمید

نام واج «پ».

سومین حرف الفبای فارسی. Δ در حساب ابجد: «۲».

نام واج «پ».
سومین حرف الفبای فارسی. &delta، در حساب ابجد: «۲».

فرهنگ معین

(حر. ) سوّمین حرف از الفبای فارسی و از حروف صامت است .

دانشنامه آزاد فارسی

معبد پارتنون آتنسومین حرف از الفبای فارسی و از نظر آوایی، نمایندۀ صامت دولبی ـ انفجاری بی واک است. این حرف را «پِ = pe» و «پی = Pi» می نامند و به «بایِ فارسی» هم معروف است. حرفِ «پ» خاص زبان فارسی است و جزو نظام الفبایی و آوایی عربی نیست. بنابراین، در تعریب غالباً به حرفِ «ف» بدل می شود، مثل گوسپند ← گوسفند، پیل ← فیل؛ و در حساب جمل، مانند حرف «ب»، معادل عدد دو به حساب می آید.wikijoo: پ...

فرهنگ فارسی

چهارمین حرف (وات) الفبای فارسی

آنرا پ پا پی بائ معقوده و بائ فارسی و بائ عجمی نامند . سومین حرف از الفبای فارسی و از حروف صامت است . این حرف در زبان عربی نیست . رسم الخط - پ پ پ پ در : پاپ تپیدن گپ .
پ یا پی یا بائ معقوده یا بائ فارسی نام حرف سیم است از حروف تهجی و آن یکی از حروف شفوی است

دانشنامه عمومی

بلند شو،بایست-بغل،کناره

پ حرف سوم در الفبای فارسی است. این حرف در الفبای عربی وجود ندارد.پا - پابند - پاپ - پاپ کورن - پاپییون - پاترول - پاتوق - پاچ باقاقلا - پاچه - پاچه خواری - پاچین - پاختر - پاداش - پادشاه - پادکست - پاراگراف - پارچه - پارس - پارسا - پارلمان - پاره - پاریس - پازل - پاس - پاسارگاد - پاسخ - پاساژ - پاسپورت - پاسدار - پاشا - پاشنه - پاشنه کش - پاک - پاکستان - پاگنده - پانا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پ، سومین حرفِ الفبای فارسی ، یکی از ۴ حرف مخصوص این زبان ـ در مقایسه با الفبای عربی ـ که به «بای فارسی»، «بای عجمی» و «بای معقود» نیز مشهور، و در حساب جُمّل برابر با حرف «ب» عربی (= ۲) است.سیبویه و حمزه اصفهانی تلفظ آن را میان باء و فاء وصف کرده اند و ابن سینا آن را باء مشدد خوانده است.پ در لغت نامه های کهن فارسیدر برخی از لغت نامه های کهن فارسی این حرف به صورت «ب» نوشته می شده، و بابی ...

واژه نامه بختیاریکا

( پَ ) پس

کلمات مرتبط

  • پ اوروشسپ
  • پ به پ
  • پ رمله
  • پ رنچ
  • پ مثل پلیکان
  • پ ن پ
  • پ پ 2000
  • پ یکوله
  • ضیاگوگ الپ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات