Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ویژه کردن

تلفظ بین المللی : /vˈiʒeː kˈardan/ تلفظ :‌ [v'iZe: k'aRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
  • ویژهگری یا ویژه کاری کردن
  • با واژه های دیگری بیان کردن
  • ویله کردن
  • ویژه
  • ویژه اشک
  • ویژه ناخوشی
  • ویژه نو جوانان
  • ویژه کار
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ویژه کردن. [ ژَ / ژِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خالص کردن. بی آمیزش ساختن. اخلاص. ( ترجمان القرآن ). پاک و خالص کردن : جهان ویژه کردم ز پتیاره هابسی شهر کردم بسی باره ها.فردوسی.جهان ویژه کردم به بُرّنده تیغچرا دارد از من به دل شاه ریغ؟فردوسی.|| خاص کردن. مخصوص کردن. || از خواص و مقربان خود قرار دادن. رجوع به ویژه و شواهد آن شود....

مترادف و متضاد

consecrate (فعل)
تخصیص دادن، تقدیس کردن، ویژه کردن

کلمات مرتبط

  • ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
  • ویژهگری یا ویژه کاری کردن
  • با واژه های دیگری بیان کردن
  • ویله کردن
  • ویژه
  • ویژه اشک
  • ویژه ناخوشی
  • ویژه نو جوانان
  • ویژه کار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات