معانی کلمه : ویشتاسب
لغت نامه دهخدا
ویشتاسب. ( اِخ ) گشتاسب. رجوع به گشتاسب شود.
دانشنامه عمومی
ویشتاسب به چم (:معنی) پیشتاز بوده و به وسپوهری گفته میشد که با اسبی در پیشاپیش سپاه پارسیان حرکت میکرد.
ویشتاسب به چم(:معنی) پیشتاز می باشد چون در زمان پادشاهی هخامنشیان ،وسپوهران(:شاهزادگان) و سرداران آن هنگام را که سوار بر اسبی سیاه رنگ در پیشاپیش سپاهیان روان میشدند به ویشتاسب نامور بودند.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: vištāsb) (= گشتاسب) به معنی دارندهی اسب چموش و رَمو ؛ ( در اعلام) پسر ارشامه و پدر داریوش اول پادشاه بزرگ هخامنشی .
