معانی کلمه : ویرائی
لغت نامه دهخدا
ویرائی . (حامص ) حافظه و ادراک . (آنندراج ). رجوع به ویرا و ویر شود.
ویرائی . (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

ویرائی . (حامص ) حافظه و ادراک . (آنندراج ). رجوع به ویرا و ویر شود.
ویرائی . (اِخ ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).