Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وکیل شدن

تلفظ بین المللی : /vˈakil ʃˈodan/ تلفظ :‌ [v'akil S'odan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • وکیل
  • وکیل خرج
  • وکیل دادگستری
  • وکیل درجه یک دادگستری
  • وکیل دعاوی
  • وکیل قانونی
  • وکیل مدافع
  • وکیل مشاور
  • وکیل در
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وکیل شدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از طرف کسی نماینده شدن. || به وکالت مجلس شورای ملی ( اسلامی ) انتخاب شدن. || به وکالت دادگستری رسیدن.

مترادف و متضاد

surrogate (فعل)
جانشین شدن، قائم مقام شدن، وکیل شدن

کلمات مرتبط

  • وکیل
  • وکیل خرج
  • وکیل دادگستری
  • وکیل درجه یک دادگستری
  • وکیل دعاوی
  • وکیل قانونی
  • وکیل مدافع
  • وکیل مشاور
  • وکیل در
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات