Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ولیده

تلفظ بین المللی : /valˈideː/ تلفظ :‌ [val'ide:]
لغت نامه دهخدا
  • ولیدهو
  • بحتری ولید بن عبید
  • التهاب وریدها
  • جنبلاط ولید
  • ولاده
  • زکی ولیدی طوغان
  • جدید الولاده
  • ولید
  • ولیعهد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ولیدة. [ وَ دَ ] (ع ص ، اِ) کودک مادینه . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). دخترزاده . (مهذب الاسماء). || پرستار. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || کنیز. (اقرب الموارد). ج ، ولائد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || زن مولوده میان عرب . (منتهی الارب ). المولودة بین العرب . (از اقرب الموارد).


کلمات مرتبط

  • ولیدهو
  • بحتری ولید بن عبید
  • التهاب وریدها
  • جنبلاط ولید
  • ولاده
  • زکی ولیدی طوغان
  • جدید الولاده
  • ولید
  • ولیعهد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات